part : 11

ویو میرای
که کوک حراصان وارد اتاقم شد و گفت
( علامت کوک یادم نمیاد شانسی اینو می زارم @ )

@ م.میرای ... ت.تهیونگ .... ل.لج ک.کرده .... با ا‌.اینکه طبع و لرز کرده و.و داره تو خونه ی من گریه می که ... و .... عرق سر.رد می کنه .... ن.نمیاد د.دکتر

با حرف کوک چشمام چاهارتا شد و با عجله گفتم

_ ک.کجا ؟ ب.باید بریم ؟

@ خونه ی من .... بودو خیلی لجبازه ها

_ اوهوم

راستش من دلیل اینکه چرا تهیونگ حالش بده رو می دونم ...‌ چون بهش گفتم که من نمی خوام عمل کنم ..... کوک راست می گه و حقم داره که اینو بگه ..... من با اینکه می دونم از اون اتاق عمل سالم و سلامت بیرون نمیام ولی بازم باید بخواطر تهیونگ این کار رو بکنم

رسیدیم خونه ی کوک ... ولی تا درو باز کردم دیدم تهیونگ رو کف خونش دراز کشیده و داره با صدای لرزون و بغض آلودی می گه

+ م.میرای من ! ت.تورو خ.خدا ت.ترکم نکن !

با شنیدن حرفش صدامو یکم بردم بالا و گفتم ....

_ تهیونگم ... من تنهات نمی زارم ... باشه ! باشه تو بردی ! من عمل می کنم

که دیدم سرش رو از روی دستش برداشت و با بغضی که تو چشاش بود گفت

+ و.واقعا ؟

سرمو به نشونه ی آره تکون دادم که ....


~ تموم شد این پارتم ~

😉✌️😉✌️😉✌️😉✌️😉✌️😉
دیدگاه ها (۷)

Love = BTS = 🤍

#جونگ_کوک

اهم اهم

Fake Love 💔

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

love Between the Tides²⁸تهیونگصدای آمبولانس رو شنیدم سریع او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط